28 هفته شد...
وای پسر مامان، چقدر ذوق می کنم
، وقتی می بینم داری بزرگتر می شی و می خوای مامان و از انتظار در بیاری. شما امروز رفتی توی 28 هفتگی... دیگه الان مژه داری. می تونی چشمهای نازتو باز کنی
. سرتو به هر نور شدیدی که از خارج از رحم تابیده می شه ، برگردونی
. پوست قرمز و چین خورده ای داری که یواش یواش داره چربی در زیر اون جمع می شه
. تحولات چشمگیری در بخشی از مغزت که به تفکر مربوط می شه در حال صورت گرفتنه
. می تونی درد و حس کنی
، الهی مامان قربونت بره
. پرزهای چشاییت حتی از زمان تولد بیشتره و حس چشایی قوی داری.
ریه هات هنوز کاملا بلوغ نیافته
...
فردا وقت دکتر دارم
. پسرم نمی دونی چقدر دلم می خواد ضربان قلبتو بشنوم.
چقدر دلم می خواد بدونم الان قد و وزنت چقدره ؟ می گم مامانی در ماههای اول دکتر گفته بود جفتم کمی پایینه و اگه بچه بزرگ بشه جفتو خودش بالا می بره ، جفتتو بالا بردی؟
دوست دارم مامانی


28 هفته شد...
